تعریف تحلیل تکنیکال

برای تحلیل تکنیکال می­توان تعاریف متعددی را بیان نمود که ذیلاً به چند مورد اشاره می­کنیم:

الف) تحلیل تکنیکال علم بررسی نمودار قیمت – نان است. در مقابل روش تحلیل بنیادی که به بررسی صورت­های مالی و پارامترهای اقتصادی مؤثر بر سودآوری شرکت­ها می­پردازد.

ب) تحلیل تکنیکال به معنی بررسی گذشته­ی نمودار سهام، پیش­بینی آینده­ی آن و سرانجام اتخاذ بهترین تصمیم برای لحظه حال حاضر است. این تصمیم می­تواند یکی از موارد خرید، فروش، نگهداری و یا خروج از بازار باشد.

پ) تحلیل تکنیکال به معنی جستجو و کشف قوانین ریاضی، الگوها و اشکال هندسی است که اغلب بر روی نمودار قیمت ظاهر می­گردند و می­توان بر مبنای آنها، انتظار وقوع رفتارهای مشخصی را از جانب قیمت داشت.

ت) تحلیل تکنیکال به معنی استفاده از فرمول­ها و ابزارهای ریاضی است که به معادله­گر کمک می­کند تا اولاً جهت روند بازار را بهتر تشخیص دهد. دوماً نقاط بهتر و دقیق­تری را برای ورود و خروج به بازار پیدا کند. سوماً از دام عواطف و احساسات انسانی رها گشته و معاملات خود را به­صورت روباتیک و ماشینی انجام دهد.

اصول اساسی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال سه اصل اولیه دارد. این اصول نخستین بار توسط چارلز داو بیان شده­اند و به همین جهت تحت عنوان قوانین داو مشهور هستند:

1) همه چیز در قیمت نهفته است. یعنی کلیه اطلاعات مورد نیاز درون نمودار قیمت- زمان وجود دارد و یک تکنیکالیست می­تواند صرفاً با در اختیار داشتن اطلاعات  مربوط به قیمت، کلیه تحلیل­های لازم را انجام دهد و نیاز به دسترسی به اطلاعات پنهانی و یا آگاهی از سایر روش­های تحلیلی، مانند تحلیل فاندامنتال و غیره نخواهد داشت. به این اصل اصطلاحاً «اصل کفایت اطلاعات» نیز گفته می­شود. به این معنی که هرگونه اطلاعات مفید و مؤثری که در بازار وجود داشته باشد قبلاً تأثیر خودش را بر عرضه و تقاضا گذاشته است و خواه ناخواه موجب تغییر در رفتار قیمت شده است. بنابراین اگر بتوانیم رفتار قیمت را به درستی تحلیل و بررسی کنیم، در واقع مجموعه تمامی نیروهای پنهانی موجود در پشت­پرده بازار را تحلیل کرده­ایم.

2) آینده، شبیه گذشته است. این در واقع همان اصل «استقراری ریاضی» است. یعنی رخدادی که قبلاً بارها و بارها به شیوه­ای یکسان اتفاق افتاده است، احتمالاً از این به بعد به همان ترتیب رخ خواهد داد. بنابراین تکنیکال به بررسی و طبقه­بندی آنچه قبلاً در تاریخچه نمودارهای به­وقوع پیوسته است می­پردازند و اگر بتوانند هر نوع نظم و الگوی تکرارشونده را بیابند، انتظار دارند مشابه چنین نظمی در آینده نیز به همان ترتیب در نمودارها مشاهده گردد. قطعاً وقوع چنین احتمالی در آینده به­صورت کاملاً ایده­آل و قطعی نیست و بنابراین یک تکنیکالیست حرفه­ای همواره در تمام تحلیل­هایش از یک حدضرراستفاده می­کند زیرا معتقد است هر تحلیل تکنیکال هرچقدر هم که دقیق و بی­نقص باشد به هرحال عاری از خطا نیست و همیشه احتمال نقض شدن آن وجود خواهد داشت.

3) قیمت تمایل به حفظ روند جاری است. به­عنوان مثال هنگامی که یک روند صعودی در بازار حاکم باشد، معامله­گران ناخوادآگاه راغب هستند روند صعودی فعلی را کماکان ادامه دهند و بنابراین در چنین مواقعی مشاهده می­کنید که بازار به اخبار مثبت بسیار بیشتر و اغراق­ آمیزتر از اخبار منفی واکنش نشان می­دهد، و بالعکس. درواقع ایجاد تغییر در یک روند به نیرویی بسیار بزرگ نیاز دارد تا بتواند چرخشی اساسی در روند غالب بازار به­وجود آورد. به این قانون اصطلاحاً «قانون اینرسی» نیز گفته می­شود چون درواقع بیان می­کند که قیمت دارای یک «مومنتوم» و «اینرسی» است که تمایل دارد جهت روند و حرکت فعلی خودش را تا حد ممکن در همان راستا حفظ کند. یعنی قیمت به یک توپ بیلیارد می­ماند که در اثر ضربه چوب (اخبار منتشره در بازار) بر روی میز بیلیارد (بازار) به حرکت در می­آید و تمایل دارد حرکت خود را مادامی که به جداره­های میز (سطوح حمایت و مقاومت) اصابت نکند، در همان جهت ادامه دهد.

باز هم تأکید می­کنم قوانین تحلیل تکنیکال، همگی از نوع قوانین آمار و احتمالی هستند و هیچ قانون قطعی و صد درصد در بازار وجود ندارد. به همین جهت همواره رعایت اصول «مدیریت سرمایه» و «مدیریت ریسک» و به­ویژه رعایت دقیق و بی­چون و چرای «حدضرر» کاملاً ضروری و لازم­الاجرا می­باشد.


برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاریخچه تحلیل تکنیکال به مقاله مربوطه مراجعه کنید

مهر 14, 1399

۰ پاسخ به "تعریف تحلیل تکنیکال"

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *